حسن بن محمد بن حسن اشعرى قمى ( مترجم : تاج الدين حسن بن بهاء الدين قمي )

523

تاريخ قم ( طبع مرعشى ) ( فارسى )

و بروايتى : چهارده روز از ماه ذى الحجّه مانده بود ، سنهء اثنى عشر و مائتين « 1 » . و ماذر او سوسن نام ، كنيزك بوده است « 2 » . و بروايتى : جمانه ، و منقوشه المغربيّه ، و عاتكه . و بروايتى ديكر : امّ الفضل دختر مأمون . و متوكل امام را با يحيى بن هرثمة بن اعين ، از مدينه بسرّ من رأى فرستاد ، روز دوشنبه سه روز از ماه رجب كذشته ، سنهء ثلث و ثلثين و مائتين « 3 » . و چنين كويند كه : زنى در روزكار او دعوى كرد كه ، او زينب دختر امير المؤمنين على ابن أبى طالبست ، و او را زينب كذّابه نام كرده بودند . متوكّل در باب آن زن ، و قصّه و دعوىء او در نسب با علىّ عليه السلام متحيّر و درمانده شد . أبى الحسن علىّ نقى را عليه السّلم حاضر كرد ، و با او كفت كه : اين زن دعوى مىكند كه او دختر علىّ بن أبى طالبست ، تو چه مىفرمآئى ؟ أبو الحسن فرمود : دانستن و تحقيق‌كردن آن آسان كاريست . متوكّل كفت : طريق آن چيست ؟ فرمود كه : حقّ سبحانه و تعالى ، كوشت و پوست هر آنكسى كه از بطن و نسل فاطمه و علىّ است - از فرزندان حسن و حسين عليهما السّلم ، بر همه سباع « 4 » حرام كرده است ، پس تو اين زنرا پيش شير يا ددى ديكر انداز ، اكر اين زن راست ميكويد كه دختر علىّ است ، شير متعرّض او نشود ، و او را نخورد ، و اكر دروغ ميكويد شير او را بخورد . چون زن اين قصّه و حكايت شنيد ، فرياد بر آورد و كفت : من دروغ كفتم ، و دختر

--> ( 1 ) . سال 212 هجرى . ( 2 ) . عمري نسّابه در « المجدى : 130 » و شيخ مفيد در « الارشاد : 29702 » مىگويند : ( و هو لامّ ولد تدعى سمانة ) . ( 3 ) . سال 233 هجرى . ( 4 ) . سباع : جمع « سبع » ، درنده .